محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4504
تاريخ الطبرى ( فارسي )
به قولى ضحاك و خيبرى به سال صد و بيست و نهم كشته شدند اما به گفتهء ابو مخنف كشته شدن خيبرى خارجى نيز در همين سال بود . سخن از خبر كشته شدن خيبرى خارجى ابو هاشم ، مخلد بن محمد گويد : وقتى ضحاك كشته شد ، صبحگاهان مردم اردوى وى با خيبرى بيعت كردند و آن روز ببودند و روز بعد صبحگاهان به مقابلهء مروان رفتند و در مقابل وى صف كشيدند و او نيز صف كشيد . گويد : در آن روز سليمان بن هشام با غلامان و خاندان خويش با خيبرى بود وقتى ضحاك در نصيبين بود ، سليمان پيش وى رفته بود با بيشتر از سه هزار كس از خاندان و غلامان خويش و خواهر شيبان حرورى را كه پس از كشته شدن خيبرى با وى بيعت كرده بود به زنى گرفته بود . گويد : خيبرى با نزديك چهارصد سوار از جانفروشان به مروان حمله برد ، مروان كه در قلب بود هزيمت شد و از اردوگاه برون شد . خيبرى با همراهان خويش وارد اردوگاه مروان شد كه شعارشان را بانگ همى زدند و مىگفتند : « اى خيبرى . اى خيبرى » و هر كه را مىيافتند مىكشتند تا به خيمهء مروان رسيدند و طنابهاى آن را بريدند و خيبرى بر فرش وى نشست . گويد : پهلوى راست مروان كه سالار آن پسرش عبد الله بود بجاى خويش ثابت بود . پهلوى چپ نيز به سالارى اسحاق بن مسلم عقيلى ثابت بود . وقتى ياران مروان ديدند كه همراهان خيبرى اندكند گروهى از غلامان اردوگاه بر او تاختند و خيبرى را با همهء يارانش در خيمهء مروان و اطراف آن بكشتند . وقتى خبر به مروان رسيد كه به هزيمت پنج يا شش ميل از اردوگاه دور شده بود كه از آنجا به اردوگاه خويش بازگشت و سپاهيان خويش را از آنجا كه بودند پس آورد و آن شب