محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4494
تاريخ الطبرى ( فارسي )
به نزد خانهء هشام بن ابى الهيثم شكافى در آن پديد آوردند و از جمله ياران وى آنها كه اهل بصيرت بودند پراكنده شدند و گفتند : « خيانت آوردى . » گويد : پس از آن قاسم شيبانى و ربيع تميمى و گروهى سوى وى آمدند . كرمانى نيز از در سرخس وارد شد و مقابل حارث جاى گرفت . منخل بن عمرو ازدى مىگذشت كه سميدع يكى از بنى العدويه او را بكشت و بانگ زد : « اى خونىهاى لقيط . » و نبرد آغاز كردند . گويد : كرمانى داود بن شعيب و برادرانش خالد و مزيد و مهلب را به پهلوى راست خويش نهاده بود و سورة بن محمد كندى را با مردم كنده و ربيعه در پهلوى چپ خويش نهاده بود . كار نبرد بالا گرفت و ياران حارث هزيمت شدند و ما بين شكاف و اردوگاه حارث كشته همى شدند . حارث بر استرى بود كه پياده شد و بر اسبى نشست و بزد كه تاختن گرفت اما چون يارانش هزيمت شده بودند با آنها بماند و به نزد درختى كشته شد ، برادرش سواده و بشر بن جرموز و قطن بن مغيره نيز كشته شدند . كرمانى از نبرد دست بداشت . صد كس با حارث كشته شده بودند . از ياران كرمانى نيز يكصد كس كشته شده بود حارث را بىسر ، به نزديك شهر مرو بياويختند ، حارث سى روز از آن پس كه نصر از مرو برون شده بود كشته شد به روز يكشنبه شش روز مانده از ماه رجب . گويد : چنان بود كه مىگفته بودند كه حارث زير زيتون يا درخت غبيراء كشته مىشود و چنين شد ، به سال صد و بيست و هشتم . كرمانى سينىهايى طلايى از آن حارث به دست آورد و آن را بگرفت . كنيز فرزند دارى وى را نيز بداشت سپس آزاد كرد . وى را به نزد حاجب بن عمر بداشته بود . گويد : كرمانى اموال كسانى را كه همراه نصر رفته بودند بگرفت . اثاث عاصم بن عمير را نيز مصادره كرد . ابراهيم گفت : « به چه سبب مال وى را حلال مىدانى ؟ »