محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4488

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بازگشتند . گويد : يكى از شبها نصر از مرو برون شد و عصمة بن عبد الله اسدى كشته شد . وى عقبدار ياران نصر بود ، صالح بن قعقاع ازدى به دو رسيد . عصمه گفت : « اى مزونى پيش بيا . » صالح گفت : « اى خواجه بايست . » كه عصمه عقيم بود ، اسب خويش را بگردانيد كه برجست و از اسب بيفتاد ، صالح با نيزه او را بزد و بكشت . گويد : ابن ديليمرى رجز مىخواند و نبرد مىكرد ، وى نيز پهلوى عصمه كشته شد ، عبيد الله بن حاتمهء سلمى نيز كشته شد . مروان بهرانى گرز خويش را بينداخت و او كشته شد . سرش را پيش كرمانى بردند كه انا لله گفت كه عبيد الله دوست وى بوده بود . گويد : يكى از مردم يمانى لگام اسب مسلم بن عبد الرحمان را گرفت و چون او را بشناخت رها كرد . گويد : سه روز به نبرد بودند ، روز آخر مضريان ، يمنيان را هزيمت كردند . خليل بن غزوان بانگ زد كه اى جماعت ربيعه و يمن ، حارث وارد بازار شد و ابن اقطع كشته شد ، پس مضريان شكسته شدند . اول كسى كه هزيمت شد ابراهيم ابن بسام ليثى بود . تميم بن نصر پياده شد و عبد الرحمان بن جامع كندى يابوى وى را بگرفت . هياج كلبى را كشتند و لقيط بن اخضر را نيز ، غلام هانى بزاز او را كشت . گويد : به قولى وقتى روز جمعه شد ، براى نبرد آماده شدند و ديوارها را ويران كردند تا جايشان فراخ شود . نصر ، محمد بن قطن را پيش كرمانى فرستاد كه تو همانند ابن دبوسى نيستى از خدا بترس و در فتنه غوطه ور مشو . گويد : تميم بن نضر خادمان خويش را كه در خانهء جنوب دختر قعقاع بودند روانه كرد ، ياران نصر از روى بامها تير به آنها انداختند و از حضورشان خبر دادند ،