محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4478
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شدن ملحان پراكنده شده بودند و آنها كه از همراهى ضحاك بازمانده بود از همهء آنها گروهى فراهم آورد و با آنها برفت تا به روحا رسيد . ابن هبيره نيز با سپاهيان خويش برفت تا با آنها مقابل شد و روزى چند با آنها نبرد كرد پس از آن هزيمتشان كرد ، برذون بن مرزوق شيبانى كشته شد و منصور بگريخت . گويد : ابن هبيره بيامد تا در كوفه جاى گرفت و خارجيان را از آنجا برون كرد . ضحاك از آنچه بر يارانش گذشته بود خبر يافت و عبيد بن سوار تغلبى را پيش خواند و سوى آنها فرستاد ، ابن هبيره ، عبد الرحمان بن بشر عجلى را بر كوفه گماشت و به آهنگ واسط سرازير شد كه عبد الله بن عمر آنجا بود . عبيدة بن سوار به همراهى سواران همراه خويش با شتاب بيامد تا در صراة جاى گرفت . منصور بن جمهور نيز به دو پيوست . ابن هبيره از اين خبر يافت و سوى آنها روان شد و به سال صد و بيست و هفتم در صراة تلاقى كردند . در اين سال ، چنان كه گويند ، سليمان بن كثير و لاهز بن قريظ و قحطبة بن شبيب سوى مكه رفتند و ابراهيم بن محمد امام را آنجا بديدند و به دو خبر دادند كه بيست هزار دينار و دويست هزار درم همراه دارند با مقدارى مشك و كالاى بسيار . ابراهيم بگفت تا آن را به ابن عروه وابستهء محمد بن على تسليم كنند . در اين سال ابو مسلم را نيز با خود برده بودند و ابن كثير به ابراهيم بن محمد گفت : « اين وابستهء تو است . » در همين سال بكير بن ماهان به ابراهيم بن محمد نامه نوشت و به دو خبر داد كه اولين روز از روزهاى آخرت و آخرين روز از روزهاى دنيا را به سر مىبرد و حفص ابن سليمان را كه مورد رضايت است براى « آن كار » جانشين كرده است ، ابراهيم به ابو سلمه نوشت و دستور داد كه به كار ياران وى بپردازد و به مردم خراسان نيز نوشت كه كارشان را به وى سپرده است . راوى گويد : ابو سلمه سوى خراسان رفت كه وى را باور داشتند و دستورش