محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4474

تاريخ الطبرى ( فارسي )

جان برده بودند به دو پيوستند ، آنجا اردو زد و ديوارهاى شهر را كه به دستور مروان ويران شده بود بساخت . گويد : روزى كه مروان سپاه سليمان را هزيمت كرد چند سردار و گروهى سوار فرستاد و دستورشان داد كه با شتاب بروند كه خبر پيش از آنها نرسد تا به كامل برسند و آن را در ميان گيرند تا وى برسد ، از بس كينه كه از آنها داشت . سپاهيان برفتند و آنجا فرود آمدند . مروان سوى آنها آمد و در اردوگاه خويش جاى گرفت و كس پيش قلعه گيان فرستاد كه به حكم من تسليم شويد . گفتند : « نه . مگر آنكه همگيمان را امان دهى . » گويد : پس مروان نزديك آنها رفت و منجنيقها نصب كرد و چون سنگهاى پياپى بر آنها انداخته شد ، به حكم وى تسليم شدند كه اعضاشان را بريد ، مردم رقه آنها را ببردند و پناه دادند و زخمهاشان را مداوا كردند ، بعضىشان هلاك شدند و بيشترشان بماندند . شمار همگيشان سيصد كس بود . گويد : پس از آن مروان سوى هشام رفت و كسانى كه در حمص به دو روى فراهم آمده بودند همين كه به آنها نزديك شد فراهم آمدند و به همديگر گفتند : تا كى از مقابل مروان هزيمت شويم ، بياييد بيعت مرگ كنيم و پس از مقابله با وى پراكنده نشويم تا همگى جان بدهيم . بدينسان نزديك به نهصد كس از سواران قوم دل به مرگ دادند و سليمان ، معاويهء سكسكى را بر گروه آنها گماشت ، ثبيت بهرانى را نيز بر گروه ديگر گماشت كه همه با هم سوى مروان رفتند كه اگر توانستند غافلگيرش كنند و به دو شبيخون زنند . اما خبرشان و قصدى كه داشتند به مروان رسيد كه احتياط كرد و در پناه خندقها به طرف آنها مىرفت ، با مراقبت و آرايش جنگى . چون فرصت شبيخون زدن نيافتند در باغ زيتونى كه بر راه وى بود در دهكده اى به نام تل منس از كوهستان سماق كمين كردند و هنگامى كه با آرايش جنگ در حال حركت بود بر او تاختند و سلاح در همراهان وى نهادند كه از مقابل آنها به يكسو رفت و سواران خويش