محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4459

تاريخ الطبرى ( فارسي )

دمشق بداشته بودند ، از آن رو كه به مروان خبر رسيده بود كه دربارهء ثابت شايع كرده‌اند كه سوى مصر رفته و بر آنجا تسلط يافته و عامل مروان را كشته است . گويد : مروان از دير ايوب بيامد و براى دو پسر خويش عبيد الله و عبد الله بيعت گرفت و ام هشام و عايشه دختران هشام بن عبد الملك را زن آنها كرد و براى اين كار همه مردم خاندان خويش را فراهم آورد . از جمله ، فرزندان عبد الملك ، محمد و و سعيد و به كار و نيز فرزندان وليد و سليمان و يزيد و هشام ، ديگر قرشيان و سران عرب . گويد : مروان بر مردم شام سپاهى مقرر داشت و آن را نيرو داد بر هر يك از سپاهها نشان يكى از سرداران خودشان را گماشت و بگفت تا به يزيد بن عمر ابن هبيره ملحق شوند كه پيش از آنكه سوى شام رود او را با بيست هزار كس از مردم قنسرين و جزيره فرستاده بود و گفته بود در دورين بماند تا مروان بيايد و او را مقدمهء خويش كرد . گويد : مروان از دير ايوب سوى دمشق رفت ، همهء شام بر او قرار گرفته بود بجز تدمر ، بگفت تا ثابت بن نعيم و پسرانش و كسانى را كه دست و پا بريده بود بكشتند و بر درهاى دمشق آويختند . راوى گويد : وقتى آنها را مىكشتند و مىآويختند ديدمشان . گويد : يكى از آنها را كه عمرو نام داشت پسر حارث كلبى به جاى گذاشت زيرا چنان كه مىگفتند از اموالى كه ثابت پيش كسانى نهاده بود خبر داشت پس از آن با همراهان خويش برفت و در قسطل فرود آمد كه از سرزمين حمص بود بر سمت تدمر ، و از آنجا تا تدمر سه روز راه بود . خبر آمد كه مردم آنجا چاههايى را كه ميان وى و آنها بود كور كرده و با سنگ پر كرده‌اند ، پس توشه دانها و مشكها و علوفه و شتر فراهم آورد و آب و توشه براى خويش و همراهان برداشت . ابرش