محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4447
تاريخ الطبرى ( فارسي )
وى آمده از شما مردم قبيلهء ربيعه نه نامه اى ديدهام نه فرستاده اى ، امروز با شما نبرد نمىكنند و صبحگاهان به نبرد شما مىآيند . اگر مىتوانيد چنان كنيد كه بليه بر شما نيفتد . من يكى از مردم قيسم كه فردا مقابل شما خواهيم بود ، اگر مىخواهيد به يار ما نامه نويسيد به او مىرسانم ، اگر مىخواهيد نسبت به كسى كه با وى قيام كردهايد ، وفادار بمانيد وضع كسان را با شما گفتم . » گويد : قاسم عجلى كسانى از قوم خويش را پيش خواند و آنچه را مرد شامى با وى گفته بود به آنها خبر داد و اينكه پهلوى راست ابن عمر ، قوم ربيعه و مضر ، در مقابل پهلوى چپ ابن معاويه است كه مردم ربيعه آنجا هستند . گويد : عبد الله بن معاويه گفت : « اين قضيه صبحگاهان براى ما روشن مىشود ، اگر عمر بن غضبان ميخواهد ، امشب به ديدن من آيد ، اگر اشتغالى مانع وى شود نشان خيانت است به دو بگوى پندارم كه مرد قيسى دروغ گفته . » گويد : فرستاده با اين سخن پيش عمر رفت كه او را پس فرستاد با نامه اى كه ضمن آن گفته بود كه اين فرستاده به منزلهء من است و گفته بود كه از منصور و اسماعيل اطمينان حاصل كند كه مىخواسته بود آنها از اين ماجرا خبردار شوند . گويد : اما ابن معاويه نخواست چنين كند . صبحگاهان ، كسان براى نبرد آماده شدند ، يمنيان را در پهلوى راست نهاد و قوم مضر و ربيعه را در پهلوى چپ نهاد ، بانگزنى بانگ زد : « هر كه سرى بيارد فلان و به همان دارد ، يا اسيرى بيارد فلان و به همان دارد و مال به نزد عمر بن غضبان است . » دو گروه تلاقى كردند و نبرد آغاز كردند عمر بن غضبان بر پهلوى راست ابن عمر حمله برد كه هزيمت شدند . اسماعيل و منصور بىدرنگ سوى حيره رفتند . غوغاييان به مردم يمنى مقيم كوفه تاختند و بيشتر از سى كس از آنها را بكشتند . عباس بن عبد الله هاشمى شوهر دختر ملاة نيز كشته شد . عاتكه دختر ملاة گويد : چند شوهر كردم از جمله عباس بن عبد الله بود كه