محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4444

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« و از گفتار كسى كه گفتار وى « با كردارش موافق نيست « شگفتى مكن . » ابو عبيده معمر بن مثنى گويد : سبب قيام ابن معاويه چنان بود كه عبد الله و حسن و يزيد بن معاويه ، نوادگان جعفر بن ابى طالب ، به نزد عبد الله بن عمر آمدند و در محلهء نخع در خانهء يكى از وابستگان خويش به نام وليد بن سعيد جاى گرفتند . ابن عمر آنها را حرمت كرد و جايزه داد و براى شان سيصد درم مقررى روزانه معين كرد . بدين سان ببودند تا يزيد بن وليد هلاك شد و كسان با برادرش ابراهيم بن وليد بيعت كردند و با عبد العزيز ابن حجاج از پى او . خبر بيعتشان بكوفه به نزد ابن عمر آمد و كسان با آنها بيعت كردند و عبد الله به مقررى هر كدامشان يكصد افزود و دربارهء بيعت آن دو به آفاق نوشت كه خبر بيعت بنزد وى آمد . در اين اثنا خبر آمد كه مروان بن محمد با مردم جزيره سوى ابراهيم بن وليد مىرود و از بيعت خوددارى كرده است . گويد : پس عبد الله بن عمر ، عبد الله بن معاويه را به نزد خويش نگه داشت و چيزى را كه براى وى معين كرده بود بيفزود و او را براى مروان بن محمد آماده كرد كه اگر بر ابراهيم بن وليد ظفر يافت براى وى بيعت بگيرد و به دستاويز وى با مروان نبرد كند و مردم در كار خويش متحير ماندند . گويد : وقتى مروان به شام نزديك شد ابراهيم به مقابلهء وى رفت و با او نبرد كرد كه مروان ، ابراهيم را هزيمت كرد و بر او ظفر يافت . ابراهيم فرارى شد و عبد العزيز بن حجاج ثبات آورد و نبرد كرد تا كشته شد . اسماعيل بن عبد الله برادر خالد بن عبد الله قسرى نيز گريزان برفت تا وارد كوفه شد ، وى كه در اردوى ابراهيم بوده بود و از زبان وى نامه اى دربارهء ولايتدارى كوفه ساخت و كس پيش مردم يمنى فرستاد و نهانى به آنها خبر داد كه