محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4198
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« اگر در زمين به روى و زمين را بپيمايى « طول زمين را و عرض آن را بپيمايى « كسى را تواناتر و كاربرتر « از امير اسد نخواهى يافت « كه نيكى را به ما رسانيد « و از پراكندگى به فراهمى آورد « خاقان جز با شتاب از او جان نبرد « و گروههاى خاقان را پراكنده كرد « اى ابن سريج علف ترشى ديدى « علف ترشى كه درد سر بيماران را « شفا مىدهد » گويد : اسد حركت كرد و روز بعد در جزهء گوزگان فرود آمد كه خاقان آنجا بود و گريزان روان شد . اسد كسان را براى حركت دعوت كرد بسيار كس از مردم شام و مردم عراق آماده شدند كه جعفر بن حنظلهء بهرانى را سالارشان كرد ، حركت كردند و در شهرى به نام « ورد » از سرزمين جزه فرود آمدند و شب را آنجا به سر كردند . دچار باد و بارانى سخت شدند ، بقولى دچار برف شدند و بازگشتند . خاقان برفت و پيش جيغويه طخارى جاى گرفت ، بهرانى پيش اسد بازگشت ، اسد سوى بلخ بازگشت و به سپاه تركان كه در مروروذ بوده بود بر خوردند كه براى حمله به بلخ برون آمده بود و هر كس از آنها را كه به دست آوردند كشتند ، تركان به كليساى مروروذ رسيده بودند اسد آن روز چهار هزار زره به دست آورد و چون به بلخ رسيد به مردم گفت روزه بدارند به سبب آنكه خدا فتح به آنها داده بود . گويد : و چنان بود كه اسد ، كرمانى را با دسته ها مىفرستاد كه يكى و دو و سه و بيشتر از تركان را مىگرفتند ، خاقان سوى طخارستان بالا رفت و پيش جيغويه