محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4351
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« كشتگان به جاى نهند « كه پرندگان بر آن نشيند « اگر آنچه را ما كردهايم بر ما عيب گيريد « به بختتان سوگند سخنى ناروا گفتهايد « برادران اشعث را كه كشتند « نه تعرض ديدند و نه عقوبتى « در حوادث فرزندان مهلب ما بوديم « كه كوشيديم و شما كوششى نكرديد « جذاميان بر ضد برادر خويش بودند « و لخميان را دسته دسته مىكشتند « نخواستيم شما را بر ضد آنها كمك كنيم « و ياران شما خطا كردند و زبون شد « اگر باز آييد ما را شمشيرهاى بران هست « كه از نو آن را صيقل مىدهيم « به وسيلهء شمشيرها بر خالد اشك خواهيم ريخت « و پروردگان وى ياوه نخواهد شد « مگر خالد نبود كه هر كجا « يتيمان بودند مايهء اميدشان بود « همانها كه تو لاغرشان كرده بودى « خالد مردگان نزار را كفن مىداد « و زندگانشان را خواسته و مال مىداد « اگر ستمگران وى در قلمرو قوم او بودند « عبرت كسان ميشدند