محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4338
تاريخ الطبرى ( فارسي )
در همين سال ، وليد بن يزيد دايى خويش يوسف بن محمد ثقفى را به ولايتدارى مدينه فرستاد ، و ابراهيم و محمد دو پسر هشام بن اسماعيل مخزومى را كه جبه به تن داشتند و به بند بودند به دو تسليم كرد كه به مدينه آورد ، به روز شنبه دوازده روز مانده از ماه شعبان سال صد و بيست و پنجم ، و آنها را در مدينه براى تعرض مردم بپاى داشت . آنگاه وليد به دو نوشت و دستور داد كه آنها را پيش يوسف بن عمر فرستد كه در آن هنگام عامل وى بر عراق بود . وقتى آنها را به نزد يوسف آوردند شكنجه شان كرد تا جان دادند . در بارهء آنها به وليد خبر داده بودند كه مالى بسيار گرفتهاند . در همين سال ، يوسف بن محمد ، سعد بن محمد را از قضاى مدينه برداشت و يحيى بن سعيد انصارى را به كار قضاى آنجا گماشت . و هم در اين سال ، وليد بن يزيد ، برادر خويش عمر بن يزيد را به غزا فرستاد و اسود بن بلال محرابى را سالار سپاه دريا كرد و به دو دستور داد كه سوى قبرس رود و كسان آنجا را مخير كند كه اگر خواهند سوى شام روند و اگر خواهند سوى روميان شوند . گروهى از آنها مجاورت مسلمانان را برگزيدند و اسود آنها را سوى شام فرستاد و ديگران سرزمين روم را برگزيدند كه بدانجا انتقال يافتند . در همين سال ، سليمان بن كثير و مالك بن هيثم و لاهز بن قريظ و قحطبة بن شبيب به مكه رفتند و به گفتهء بعضى سيرت نويسان محمد بن على را ديدند و حكايت ابو مسلم را با وى بگفتند با چيزهايى كه از او ديده بودند . محمد به آنها گفت : « وى آزاد است يا برده ؟ » گفتند : « عيسى پندارد كه او برده است ، اما خود او مىگويد كه آزاد است . » گفت : « بخريد و آزادش كنيد . »