محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4327

تاريخ الطبرى ( فارسي )

در اين سال ، وليد بن يزيد براى دو پسرش حكم و عثمان بيعت گرفت ، از پى خويش ، و آنها را وليعهدان خويش كرد ، يكى از پس ديگرى كه حكم را بر عثمان مقدم داشت و در اين باب به ولايتها نوشت . از جمله كسانى كه بدانها و نوشت يوسف بن عمر بود كه در آن وقت عامل وليد بر عراق بود . يوسف در اين باب به نصر بن سيار نوشت ، نسخهء نامه به نصر بن سيار چنين بود : « به نام خداى رحمان رحيم ، از يوسف بن عمر به نصر بن سيار . اما بعد ، نسخه نامهء امير مؤمنان را كه به مردم نزديك من نوشته و حكم پسر امير مؤمنان و عثمان پسر امير مؤمنان را از پس وى ولى عهد كرده ، همراه عقال بن شبه تميمى و عبد الملك قينى براى تو فرستادم و دستور دادم در اين باب سخن كنند . وقتى آمدند كسان را براى خواندن نامهء امير مؤمنان فراهم آر . بگو تا براى آن جمع شوند و ميان آنها براى خواندن نامهء امير مؤمنان به پا خيز ، و چون فراغت يافتى اين مكتوب را نيز بخوان و هر كه خواهد براى سخن كردن به پا خيزد اجازه اش ده . آنگاه با مردم براى آنها بيعت كن ، به نام خدا و بركت وى ، و از آنها پيمان بگير ، طبق نسخه اى كه در آخر اين مكتوب براى تو نوشته‌ام و همان است كه امير مؤمنان براى مادر نامهء خويش نوشته ، آن را فهم كن و مطابق آن بيعت بگير . از خدا مىخواهم كه كارى را كه به زبان امير مؤمنان براى رعيت مقرر داشته براى امير مؤمنان و رعيت وى ، مبارك كند و حكم و عثمان را قرين صلاح بدارد و آنها را براى ما مبارك كند . « نضر نوشت ، به روز پنجشنبه نيمهء شعبان سال صد و بيست و پنجم » « به نام خداى رحمان رحيم ، با بندهء خدا وليد امير مؤمنان بيعت مىكنى و با حكم پسر امير مؤمنان اگر از پس وى ببود و با عثمان پسر امير مؤمنان اگر از پس حكم ببود ، بر شنوايى و اطاعت ، و اگر براى يكيشان حادثه اى رخ داد امير مؤمنان بر فرزند و رعيت خويش سلطه دارد ، هر كه را خواهد تقدم دهد و هر كه را خواهد