محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4279
تاريخ الطبرى ( فارسي )
محلش يافتيم ، حرمت از او برداشته شود به مسجد اعظم در آييد . » گويد : كسان به روز سه شنبه يك روز پيش از قيام زيد سوى مسجد آمدند . زيد را در خانهء معاوية بن اسحاق انصارى طلب كردند و او شبانگاه ، يعنى شب چهار - شنبه كه شبى بسيار سرد بود از خانهء معاوية بن اسحاق برون شد ، دسته هاى نى را كه آتش در آن افروخته بود بالا بردند و بانگ زدند : « اى منصور بيا ، بيا اى منصور ، » و چون آتش دستهء نى را مىخورد دسته اى ديگر را بالا مىبردند ، تا صبح دميد . گويد : وقتى صبح در آمد ، زيد بن على ، قاسم تنعى حضرمى را با يكى ديگر از ياران خويش فرستاد كه شعار خويش را ندا دادند و چون به صحراى عبد القيس رسيدند ، جعفر بن عباس كندى با آنها تلاقى كرد كه به وى و يارانش حمله بردند ، كسى كه با قاسم تنعى بود كشته شد و قاسم زخمدار شد . وى را پيش حكم بردند كه با وى سخن كرد ، اما قاسم به جواب وى چيزى نگفت و حكم بگفت : تا بر در قصر گردن او را زدند ، او و همراهش نخستين كسان از ياران زيد بن على بودند كه كشته شدند . گويد : حكم به صلت بگفت تا درهاى بازارها را ببستند ، درهاى مسجد را نيز بر روى مردم كوفه بستند . سران محلات كوفه چنين بودند : سر محله شهريان ، ابراهيم بن عبد الله بجلى بود . سرمذحج و اسد ، عمرو بن - ابى بدل عبدى بود . سركنده و ربيعه ، منذر بن محمد بن اشعث كندى بود . سر تميم و همدان ، محمد بن مالك همدانى خيوانى بود . گويد : حكم بن صلت كس پيش يوسف بن عمر فرستاد و خبر را با وى بگفت كه ميان مردم شام ندا داد : « كى به كوفه مىرود كه با اين قوم نزديك شود و خبرشان را براى ما بياورد ؟ » جعفر بن عباس كندى گفت : « من مىروم » و با پنجاه سوار روان شد و برفت