محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3852

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و هم در اين سال مسلمة بن عبد الملك به غزاى سرزمين روم رفت و در ناحيهء ملطيه ، ماسه و حصين الحديد و غزاله و برجمه را گشود . و هم در اين سال قتيبه شاه خام گرد را بكشت و از نو با شاه خوارزم صلح كرد . سخن از كشته شدن شاه خام گرد و صلح خوارزم و سبب و كيفيت آن حنبل بن ابى حريده به نقل از مرزبان قهستان و ديگران گويد : شاه خوارزم ضعيف بود و برادرش خرزاد بر او تسلط يافت ، خرزاد كوچكتر از او بود و چنان بود كه وقتى خبر مىيافت كه به نزديكى از خاصان شاه كنيز يا اسب يا كالاى فاخرى هست مىفرستاد و آن را مىگرفت يا اگر خبر مىيافت كه يكى از آنها دختر يا خواهر يا زنى زيبا دارد مىفرستاد و او را به زور مىگرفت ، هر چه مىخواست مىگرفت و هر كه را مىخواست محبوس مىكرد . هيچكس با وى مقاومت نمىكرد ، شاه نيز او را منع نمىكرد . وقتى به دو مىگفتند مىگفت : « حريف وى نمىشوم » با وجود اين از خشم وى لبريز بود . گويد : و چون رفتار برادر شاه به درازا كشيد به قتيبه نوشت و او را به سرزمين خويش خواند كه مىخواست آنجا را به وى تسليم كند ، كليد شهرهاى خوارزم را براى او فرستاد كه سه كليد طلا بود و شرط كرد كه قتيبه برادرش را با همه كسانى كه مخالفت وى مىكنند به دو تسليم كند كه هر چه مىخواهد دربارهء وى عمل كند . در اين باب كسان فرستاد و هيچكس از مرزبانان و دهقانان خويش را از آنچه به قتيبه نوشته بود خبردار نكرد . گويد : فرستادگان وى در آخر زمستان بنزد قتيبه آمدند كه وقت غزا بود و براى