محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3817

تاريخ الطبرى ( فارسي )

هشتاد و هشتم آغاز كرديم ، وليد كس پيش فرمانرواى روم فرستاد و خبر داد كه دستور داده كه مسجد پيمبر خدا را ، صلى الله عليه و سلم ، ويران كنند و از او كمك خواست كه يكصد هزار مثقال طلا فرستاد و يكصد كارگر و چهل بار موزائيك و بگفت تا در - شهرهاى ويران شده موزائيك بجويند و همه را پيش وليد فرستاد كه وليد نيز آن را پيش عمر بن عبد العزيز فرستاد . در اين سال عمر بن عبد العزيز بناى مسجد را آغاز كرد . و هم در اين سال مسلمه به غزاى روم رفت و سه قلعه به دست وى گشوده شد : قلعه قسطنطين و غزاله و قلعه اخرم و يك هزار كس از عربشدگان را بكشت و زن و فرزند اسير كرد و اموال بگرفت . در همين سال قتيبه به غزاى نومشكث وراميثنه رفت . سخن از غزاى نومشكث وراميثنه مصعب بن حيان به نقل از يكى از غلامانشان كه در آن غزا حضور داشته بود گويد : قتيبه به سال هشتاد و هشتم به غزاى نومشكث و رفت . بشار بن مسلم را در مرو جانشين كرد ، مردم نومشكث به پيشواز وى آمدند كه با آنها صلح كرد آنگاه سوى راميثنه رفت ، مردم آنجا نيز با وى صلح كردند كه از آنجا باز آمد . گويد : تركان به قصد وى آمدند مردم سغد و مردم فرغانه نيز با آنها بودند و راه مسلمانان را گرفتند به عبد الرحمن بن مسلم باهلى رسيدند كه دنباله دار بود و ميان وى و قتيبه و نخستين قسمت سپاه يك ميل فاصله بود . و چون نزديك شدند كس پيش قتيبه فرستاد و به دو خبر داد . تركان عبد الرحمن را در ميان گرفتند و با وى نبرد آغاز كردند . فرستاده پيش قتيبه رسيد كه با سپاه برگشت و به عبد الرحمن رسيد كه با تركان به نبرد بود و نزديك بود كه تركان بر آنها چيره شوند و چون مسلمانان