محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3761

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ابو عبيده ، معمر بن مثنى ، آورده‌اند كه مىگفته بود : « عمارة بن تميم از كرمان حركت كرد و به سيستان رفت كه يكى از مردم بنى عنبر به نام مودود بر آنجا تسلط داشت و او را محاصره كرد سپس امانش داد و بر سيستان تسلط يافت و كس پيش رتبيل فرستاد ، حجاج به رتبيل نوشته بود : « اما بعد ، عمارة بن تميم را با سى هزار كس از مردم شام سوى تو فرستادم كه هرگز از اطاعت برون نشده‌اند و خليفه اى را خلع نكرده‌اند و پيرو پيشواى ضلالتى نبوده‌اند ، هر يك از آنها در ماه يكصد درم مىگيرند و جنگ را خوش دارند و به طلب ابن اشعث آمده‌اند . » گويد : اما رتبيل از تسليم ابن اشعث خوددارى كرد . گويد : عبيد بن ابى سبيع تميمى همراه ابن اشعث بود و از خاصان وى شده بود كه او را پيش رتبيل مىفرستاد ، از خاصان رتبيل نيز شده بود و با وى خودمانى بود . گويد : قاسم بن محمد بن اشعث به برادر خويش عبد الرحمان گفت : « از خيانت اين مرد تميمى بيمناكم او را بكش . » ابن اشعث قصد كشتن وى كرد ، ابن ابى سبيع خبر يافت و از او بترسيد و به نزد رتبيل دربارهء وى سعايت كرد و وى را از حجاج بترسانيد و گفت با ابن اشعث خيانت كند و رتبيل پذيرفت . گويد : آنگاه ابن ابى سبيع نهانى پيش عمارة بن تميم رفت و در مورد ابن اشعث دستمزد طلبيد كه عماره يك هزار هزار دستمزد براى وى نهاد و ابن ابى سبيع پيش وى بماند . گويد : عماره قضيه را براى حجاج نوشت كه به دو نوشت : « به عبيد و رتبيل هر چه خواسته‌اند بده و تعهد كن » . رتبيل شرط كرد كه مدت ده سال به غزاى ديار وى نروند و از پس ده سال هر سال نهصد هزار بدهد . آنچه رتبيل و عبيد خواستند پذيرفته شد . گويد : رتبيل كس فرستاد و ابن اشعث را با سى كس از خاندان وى بياورد براى آنها غلها و بندها آماده شده بود . غلى به گردن او نهاد ، به گردن قاسم برادرش نيز غلى نهاد و همه را به نزديكترين پادگان عماره فرستاد و به جمع كسانى كه همراه