محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3805
تاريخ الطبرى ( فارسي )
ولايت خويش دعوت كرد كه آنجا رفت . شاه كفتان نيز با پيشكشها و مال بيامد و او را به ولايت خويش دعوت كرد . گويد : قتيبه همراه بيش سوى صغانيان رفته كه ولايت خويش را به دو تسليم كرد . گويد : و چنان بود كه شاه اخرون و شومان حق همسايگى بيش را نداشته بود و به غزاى وى آمده بود و او را به سختى انداخته بود ، قتيبه سوى اخرون و شومان رفت كه جزو طخارستان بود . غيسلشتان بيامد و در مقابل فديه اى صلح كرد كه بداد و قتيبه پذيرفت و خشنود شد . آنگاه سوى مرو رفت ، برادر خويش صالح بن مسلم را بر سپاه گماشت و خود از سپاه پيشى گرفت و به مرو رفت . گويد : پس از بازگشت قتيبه ، صالح با سار را بگشود . نصر بن سيار با وى بود كه در آن جنگ كوششى سخت كرد و دهكده اى را به نام تنجانه به دو بخشيد ، پس از آن صالح پيش قتيبه آمد كه او را عامل ترمذ كرد . گويد : اما باهليان گويند كه قتيبه به سال هشتاد و پنجم به خراسان آمد و سپاه را سان ديد و همه زره ها را كه در سپاه خراسان بود شمار كردند سيصد و پنجاه زره بود . قتيبه به غزاى اخرون و شومان رفت پس از آن بازگشت و به كشتى نشست و سوى آمل سرازير شد و سپاه را به جاى گذاشت كه از راه بلخ آهنگ مرو كردند و چون خبر به حجاج رسيد به دو نامه نوشت و ملامتش كرد و كار وى را ناصواب شمرد و نوشت : « وقتى به غزا مىروى پيش روى سپاه باش و چون باز آمدى پس از همه باش و در دنبالهء سپاه » به قولى قتيبه پيش از آنكه از نهر عبور كند اين سال را در بلخ بود كه قسمتى از آنها پيمان شكسته بودند و با مسلمانان مقاومت مىكردند كه با مردم آنجا نبرد كرد . و از جمله اسيرانى كه گرفت زن برمك پدر خالد بن برمك بود ، برمك متولى نوبهار بود ، زن از آن عبد الله بن مسلم شد كه او را فقير مىگفتند و برادر قتيبه