محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4155

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« به ديگران مىرسد « اما ما از آن سودى نبرده‌ايم « اگر آن را بيارد و پرده از ميان برخيزد « دلت به سختى بلرزد . « وفاى اهل وفا چه شد ؟ « كه سپاس نيكوتر از آنست « كه از ميان برخيزد « اگر ذخيره ميان كسان بازگشتنى است « پس ذخيرهء بنى وايل چه شد ؟ « مگر ندانسته اى كه شمشيرهاى ما « كينه توز را علاج مىكرد « و سر درد را شفا مىداد « وقتى كه ابن حضين صبحگاهان « پرچم را به راه برد « و مردم قلعه ها ، قلعه ها را « تسليم كردند « وقتى كه ابن حضين صبحگاهان « پرچم را به راه برد « و بازها و كفتارها آن را وانمود « وقتى كه ابن حضين صبحگاهان « پرچم را به راه برد و كشتار كرد « و از معديان كارى ساخته نبود » گويد : و چنان بود كه عاصم بن سليمان يشكرى از مردم صاحب نظر بود و به