محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4149
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« چون روسپيان باشيد « و گر نه بر ضد اهل ضلال و ستم « پرچمهاى سياه برافرازيد « چگونه شما كه هفتاد هزار كسيد « خالد يكى چون بوزينه را به مقابلهء شما فرستاده ؟ « كسى كه رزين و تبعهء او را زير حمايت خويش گرفت « اما به پيمان خويش وفا نكرد « كسى كه با كشتن ابى سلامان بن سعد « جامهء زبونى بر قضاعه افكند « اى مردم قضاعه آرام باشيد « و تبعگان مشويد كه در نجد « ريشه نداشته باشيد « همه بينيهاى مردم قضاعه بريده باد « و هرگز روى عظمت نبينند » گويد : رزين كه در شعر آمده در كوفه بر ضد خالد بن عبد الله قيام كرده بود كه به دو امان داد اما بدان وفا نكرد . گويد : وقتى حارث به مرو آمد و پرچمهاى سياه گرفت ، نصر بن سيار دربارهء وى شعرى گفت به اين مضمون : حارث عقيدهء مرجئه داشت . « دنيا را با كسانى كه رهاشان خواهى كرد « واگذار « دنيا و كسانى كه نپايند « به چه كار آيند « مگر باقى ماندهء ايام به مدت معين نيست