محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4132

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كسى پيش او فرستاد كه فرود آى . گفت : « جايى فرود آيم كه آب نيست ؟ » عبد الله پيغام داد كه اگر فرود نيايى خراسان از دست تو مىرود . گويد : پس جنيد فرود آمد و كسان را بگفت تا آب بنوشند ، و كسان ، پيادگان و تيراندازان به دو صف برفتند و آب بر گرفتند و شب را به سر بردند و چون صبح شد حركت كردند . عبد الله بن ابى عبد الله گفت : « شما گروه عرب چهار طرفيد كه هيچيك مايهء خلل ديگرى نباشد و هيچكدام از جايى نرود : مقدمه كه قلب است و دو پهلو و دنباله ، اگر خاقان سواران و پيادگان خويش را فراهم آورد و به يك طرف شما كه دنباله است حمله برد مايه هلاكتان مىشود ، چنين مىكند و من هم امروز انتظار آن را مىبرم ، دنباله را نيرو دهيد . » گويد : جنيد سواران بنى تميم و زره داران را فرستاد ، تركان بيامدند و به دنباله حمله بردند ، در آن وقت مسلمانان نزديك طواويس رسيده بودند ، به نبرد پرداختند و كار جنگ بالا گرفت سلم بن احوز به يكى از بزرگان ترك حمله برد و او را بكشت . گويد : تركان فال بد زدند و از طواويس برفتند ، مسلمانان نيز به روز مهرگان به بخارا رسيدند . گويد : با درهمهاى بخارايى جلو ما آمدند و به هر يك از آنها ده داد . عبد المؤمن بن خالد گويد : عبد الله بن ابى عبد الله را از پس مرگش به خواب ديدم كه به من مىگفت : « با كسان از رأى من دربارهء جنگ دره سخن كن . » گويد : جنيد در صغانيان بود كه سپاهيان بيامدند ، عمرو بن مسلم باهلى سالار مردم بصره بود ، عبد الرحمان بن نعيم عامرى سالار مردم كوفه بود . جنيد ، حوثرة بن يزيد عنبرى را با كسانى از بازرگانان و ديگران كه داوطلب شده بودند همراه سپاه فرستاد و دستورشان داد كه زن و فرزند اهل سمرقند را بيارند و جنگاوران را آنجا