محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4127

تاريخ الطبرى ( فارسي )

آن روز عبد الكريم بن عبد الرحمان حنفى و يازده كس از همراهان وى با سوره در آتش افتادند ، از جمله ياران سوره يك هزار كس به سلامت مانده بودند . عبد الله بن حاتم مىگفت : « به خواب ديدم كه سرا پرده هايى ميان آسمان و زمين به پا شده بود ، گفتم : « از آن كيست ؟ » گفتند : « از عبد الله بن بسطام و ياران او . » و روز بعد كشته شدند . يكى مىگفت : « كمى بعد از آن مكان گذشتم و بوى مشك برخاسته بود . » گويد : جنيد كوشش نصر را سپاس نداشت و او شعرى گفت به اين مضمون : « اگر بر من حسد مىبريد « كه روزى در كار شما سخت كوشى كرده‌ام « اين گونه سخت كوشى « مرا محسود كرده است « خدايى كه به قدرت خويش « حرمت مرا بيش از شما كرد « و به شما برترى داد « كه به روز خطر در دره به دفاع از شما « تركان را زدم « تا از سند گذشتند « اين را نمىپذيرد » گويد : و چنان بود كه به روز دره ، جنيد راه دره را گرفت و نمىپنداشت كه كسى از كوهها سوى وى آيد ، ابن شخير را بر مقدمهء خويش فرستاد ، عقبداران معين كرد ، اما دو پهلو ننهاد . خاقان بيامد و مقدمه را هزيمت كرد و كسانى را بكشت . خاقان از سمت چپ وى آمد و جبغويه از سمت راست . كسانى از مردم