محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4120

تاريخ الطبرى ( فارسي )

يشكرى فرستاد كه در سمت مجاور كش بايستد و هر كس را كه بر او مىگذرد بدارد و بنه ها و پيادگان را نگهدارد . وابستگان آمدند كه همه پيادگان بودند و ميان آنها بجز يك سوار نبود و دشمن تعقيبشان مىكرد . عبد الله بن معمر عدوى ثبات آورد و با كسانى از مردم بكر كشته شد . گويد : صبحگاه شنبه خاقان بيامد و جايى را براى نبرد آسانتر از محل بكر بن وائل نديد كه سالارشان زياد بن حارث بود ، پس آهنگ آنها كرد . بكريان به زياد گفتند : « اين قوم از ما بيشترند بگذارمان پيش از آنكه به ما حمله آرند به آنها حمله بريم » گفت : « هفتاد سال آزموده‌ام كه اگر به آنها حمله برديد و بالا رفتيد هزيمت مىشويد بگذاريدشان تا نزديك شوند » گويد : و چنان كردند و چون به نزديكشان آمدند بدانها حمله بردند و پسشان زدند و جنيد سجده كرد . در آن روز خاقان گفت : « عربان وقتى به تنگنا افتند ، دل به كشته شدن مىدهند ، بگذاريدشان بروند و متعرضشان مشويد كه با آنها بر آمدند نتوانيد » گويد : تنى چند از كنيزكان جنيد برون شده بودند و ولوله مىكردند ، كسانى از مردم شام بيامدند و گفتند : « اى مردم خراسان خدا را ، خدا را ، كجا مىرويد ؟ » و جنيد گفت : « شبى چون جراح و روزى چون روز او . » در اين سال سورة بن حر تميمى كشته شد . سخن از كشته شدن سورة بن حر تميمى على گويد : عبيد الله بن حبيب به جنيد گفت : « يكى را اختيار كن كه يا تو هلاك شوى يا سوره »