محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4096

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« و يارانم كوتاهى آوردند « و هر دوستى كه از او اميد داشتم مخالف من شد « و رابطهء همسايه‌ام سستى گرفت « چون آزاده اى از من دفاع كردى « من كارى را كه آنها درباره‌ام گفته بودند « مرتكب نشده بودم « و جامهء خويش را نيالوده بودم « و نسبت به پيشوايى كه اطاعت او مىبايد كرد « نافرمانى نكرده بودم « و ننگى نياورده بودم » كه شعرى دراز است . على گويد : اشرس براى غزا حركت كرد و در آمل جاى گرفت و سه ماه آنجا ببود . قطن بن قتيبه بيامد و با ده هزار كس از نهر عبور كرد مردم سغد و بخارا با خاقان و تركان بيامدند و قطن بن قتيبه را در محوطهء خندقش محاصره كردند ، خاقان هر روز سوارى را برمىگزيد كه با گروهى از تركان از نهر مىگذشت . بعضىها گفته‌اند با اسبان برهنه به آب مىزدند و عبور مىكردند و گله هاى كسان را غارت مىكردند . گويد : اشرس ، ثابت قطنه را با كفالت [ 1 ] عبد الله بن بسطام و سوران فرستاد كه تركان را تعقيب كردند و در آمل با آنها نبرد كردند و آنچه را گرفته بودند پس گرفتند . پس از آن تركان از نهر گذشتند ، آنگاه اشرس با كسان سوى قطن بن قتيبه عبور كرد . وى يكى را به نام مسعود كه از مردم بنى حيان بود با دسته اى فرستاد

--> [ 1 ] كلمه متن