محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4094
تاريخ الطبرى ( فارسي )
نياوردهاند ، بلكه براى فرار از جزيه به مسلمانى رو آوردهاند ، بنگر هر كه ختنه كرده و فرايض را به پا داشته و اسلامش نكو شده و سوره اى از قرآن را آموخته ، خراج از او بردار . گويند : پس از آن ، اشرس ابو العمر طه را از خراج برداشت و آن را به هانى بن هانى داد و اشحيذ را به دو پيوست . ابو العمر طه به ابو الصيداء گفت : « من اكنون با خراج كارى ندارم ، با هانى و اشحيذ سخن كن . » گويند : ابو الصيداء آنها را از گرفتن جزيه از مسلمانان منع كرد هانى به دو - نوشت كه كسان مسلمان شدهاند و مسجدها ساختهاند . پس از آن دهقانان بخارا پيش اشرس آمدند و گفتند : « خراج از كه مىگيرى كه همه كسان عرب شدهاند ؟ » اشرس به هانى و عاملان نوشت كه از هر كس سابقاً خراج مىگرفتهايد بگيريد . گويند : هانى و عاملان ، جزيه را بر مسلمانشدگان پس آوردند كه آنها مقاومت كردند و هفت هزار كس از مردم سغد كناره گرفتند و در هفت فرسخى سمرقند جاى گرفتند . ابو الصيداء و ربيع بن عمران تميمى و قاسم شيبانى و ابو فاطمه ازدى و بشر بن جرموز ضبى و خالد بن عبد الله نحوى و بشر بن زنبور ازدى و عامر بن قشير ، يا بشير خجندى ، و بيان عنبرى و اسماعيل بن عقبه پيش آنها رفتند كه ياريشان كنند . راوى گويد : اشرس ، ا بن ابى العمر طه را از كار جنگ برداشت و مجشر بن مزاحم سلمى را به جايش نهاد و عميرة بن سعد شيبانى را به دو پيوست . گويد : وقتى مجشر بيامد به ابو الصيداء نوشت و خواست كه با اياران خويش به نزد وى رود ، ابو الصيداء و ثابت بن قطنه برفتند كه آنها را به زندان كرد ، ابو الصيداء گفت : « نامردى كرديد و از گفتهء خويش باز گشتند . » هانى به دو گفت : « هر كارى كه حفظ خون مسلمانان در آن باشد نامردى نيست » پس ابو الصيداء را پيش اشرس بردند و ثابت بن قطنه را به نزد خويش