محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4029

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سعيد خذينه شكايت كردند كه وى را معزول كرد و سعيد بن عمرو حرشى را عامل كرد . گويد : سعيد خذينه به در سمرقند به غزا بود ، كسان از عزل وى خبر يافتند ، خذينه بازگشت و يك هزار سوار در سمرقند به جا نهاد . نهار بن توسعه شعرى گفت به اين مضمون : « كيست كه خبر « سوى جوانان قوم من برد « كه تير پر گرفت ، پر تمام « كه خدا به جاى سعيد ، سعيدى آورد « كه مخنث قريش نيست » گويد : سعيد حرشى متعرض هيچيك از عاملان خذينه نشد . گويد : يكى ، فرمان او را خواند و غلطى خواند ، سعيد گفت : « خاموش باش ، آنچه شنيديد از دبير است و امير از آن برى است . شاعر در تحقير سعيد حرشى بسبب اين سخن كه گفت ، شعرى گفت به اين مضمون : « از بخت بد و تقدير جارى « سعيدى را به سعيدى بدل كرديم » طبرى گويد : در اين سال عباس بن وليد به غزاى روم رفت و شهرى را به نام رسله بگشود . و هم در اين سال تركان به قوم الان حمله بردند . و هم در اين سال مكه نيز به قلمرو عبد الرحمان بن ضحاك فهرى پيوست كه عامل مدينه و مكه با هم بود . و هم در اين سال عبد الواجد بن عبد الله نضرى ، ولايتدار طايف شد و عبد العزيز بن عبد الله از مكه معزول شد .