محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3981
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« و از ميان برداشتشان « و من بىكس و يار به جاى ماندم « كه غمينم و از غم ريان « و از غم يكه سواران يشكر « كه هنگام جنگ اسب تازان بودند « و جان خويش را به خدا فروختند « حسرت در دلم افتاده است . حسان بن جعده نيز به رثاى آنها شعرى گفت به اين مضمون : « اى ديده از تو اشك فرو مىريزم « و بر ياران بسطام و بسطام مىگريم « تا زندهام ، هرگز همانند آنها « پرهيزكار و خردمند نخواهم ديد « به هنگام سختى به نمونه هاى خويش « اقتدا كردند « و نخواستند از دشمنان « روى بگردانند « و به راهى رفتند كه براى آن « قيام كرده بودند « و براى ما « منابع نور و نشانه ها « به جاى نهادند « دانم كه در غرفه هاى بهشت جاى گرفتهاند « و آنجا خادمان دارند .