محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3897

تاريخ الطبرى ( فارسي )

خويش بگو : « هر كه خواهد بماند كمك بيند و هر كه خواهد برود مخالفت و بدى نبيند » و جز نيكخواهان با تو نمانند . گويد : اما عبد الله به دو گفت : « همين جا او را خلع كن و مردم را به خلع وى دعوت كن كه هيچكس مخالفت تو نكند » . قتيبه به راى عبد الله كار كرد و سليمان را خلع كرد و مردم را به خلع وى خواند به آنها گفت : « شما را از عين التمر و اطراف شط فراهم آوردم و برادر را به برادرش پيوستم و فرزند را به پدرش پيوستم و غنيمت شما را ميانتان تقسيم كردند و مقرريتان را بىتاخير و زحمت بدادم ولايتداران پيش از مرا آزموده بوديد ، اميه بيامد و به امير مؤمنان نوشت كه خراج خراسان براى مطبخ من بس نيست . پس از آن ابو سعيد آمد و سه سال شما را بازيچه كرد كه نمىدانستيد در كار اطاعتيد يا مخالفت ، نه غنيمتى گرفت نه دشمنى را مغلوب كرد . پس از او فرزندش يزيد آمد ، نرى بود كه زنان بر سر وى رقابت داشتند و يزيد بن ثروان هبنقهء قيسى بر شما گماشته بود . » گويد : اما كسى به دو پاسخ نداد ، قتيبه خشمگين شد و گفت : « خدا كسى را كه شما ياريش كنيد نيرو ندهد . به خدا اگر بر ضد بزى فراهم آييد شاخ آن را نمىشكنيد ، اى مردم سافله - و نمىگويم عاليه [ 1 ] - اى اوباش شما را از هر سوى فراهم آوردم چنان كه شتر زكات را فراهم مىآرند ، اى مردم بكر بن وائل ، اى اهل غرور و دروغ و بخل ، به كدام روزتان مىباليد ، به روز جنگتان يا به روز صلحتان ، به خدا من از شما نيرومندترم ، اى ياران مسيلمه ! اى بنى ذميم و نمىگويم بنى تميم - اى اهل سستى و شكمپارگى و خيانت ! شما به روزگار جاهليت خيانت را زرنگى مىناميديد ، اى ياران

--> [ 1 ] كلمه عاليه به معنى بيرون شهر و اطراف شهر است و مردم قبايل و گروه هاى بيرون اردوگاه كوفه و بصره را به اين نام ميخوانده‌اند و قتيبه در اينجا ببازى كلمه ، سافله را مقابل عاليه آورده كه آنها را ناسزا گفته باشد . م