محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3882
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از بعضى روشهاى وليد على گويد : وليد بن عبد الملك به نزد مردم شام از همه خليفگان بهتر بود كه مسجدها بنيان كرد : مسجد دمشق و مسجد مدينه ، مناره نهاد و كسان را عطا داد ، مجذومان را نيز عطا داد و گفت : « از كسان چيز مخواهيد » به هر كه از پا درآمده بود خادمى داد و به هر كه كور بود راهنمايى داد . در ايام زمامدارى وى فتوح بزرگ شد : موسى بن نصير اندلس را گشود ، قتيبه كاشغر را گشود ، محمد بن قاسم هند را گشود . گويد : و چنان بود كه وليد بر سبزى فروش مىگذشت و دستهء سبزى را مىگرفت و مىگفت : « اين به چند است ؟ » كه مىگفت : « به يك پول » وليد مىگفت : « بيشترش كن » گويد : يكى از مردم بنى مخزوم پيش وليد آمد و تقاضا كرد قرض وى را بپردازد . گفت : « بله ، اگر استحقاق آن را داشته باشى » گفت : « اى امير مؤمنان ، من كه با تو خويشاوندى دارم چگونه مستحق نيستم ؟ » گفت : « قرآن آموخته اى ؟ » گفت : « نه » گفت : « نزديك من بيا » گويد : و چون به او نزديك شد با چوبى كه به دست داشت عمامهء او را برداشت و با همان چوب چند ضربت به او زد و به يكى گفت : « اين را ببر و از تو جدا نشود تا قرائت قرآن بياموزد . »