محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3873
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بدارد ، كار ناروا مىكنند اما عقوبت نمىكنى . » گويد : امير آن كس را كه سعايت كرده بود بيست تازيانه زد و ما مرد عراقى را برون آورديم كه با ما به نماز مىآمد و حتى يك روز غيبت نمىكرد ، مردم محل ما به دو پرداختند و گفتند : « براى حمايت تو جان مىدهيم » گويد : مرد عراقى همچنان ببود تا آن خبيث معزول شد . عبد الحكم بن عبد الله گويد : وليد ، عثمان بن حيان را از آن رو به مدينه فرستاد كه عراقيان را از آنجا برون كند و كسانى را كه تمايلات گمراهانه داشتند و كسانى را كه تأييد آنها مىكردند پراكنده كند ، او را به ولايتدارى نفرستاده بود كه به منبر نمىرفت و سخن نمىكرد و چون با عراقيان و دربارهء منحور و ديگران سختى كرد ، وى را بر مدينه نگهداشت كه به منبر مىرفت . در اين سال حجاج ، سعيد بن جبير را كشت . سخن از خبر كشته شدن سعيد بن جبير سبب اينكه حجاج ، سعيد بن جبير را كشت آن بود كه وى جزو ياران عبد الرحمان بن اشعث بر ضد حجاج قيام كرده بود و چنان بود كه وقتى حجاج ، ا بن اشعث را براى نبرد رتبيل مىفرستاد سعيد را بر كار مقررى سپاه گماشته بود و چون عبد الرحمان ، حجاج را خلع كرد سعيد جزو كسانى بود كه با وى حجاج را خلع كرده بودند و چون عبد الرحمان هزيمت شد و به ولايت رتبيل گريخت ، سعيد نيز گريزان شد . ابو بكر بن عياش گويد : حجاج به فلان كه عامل اصفهان بود نامه نوشت . سعيد نيز آنجا بود . طبرى گويد : چنان پندارم كه وقتى وى از حجاج گريخت سوى اصفهان