محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3333

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : شمر بن ذى الجوشن برفت و با مردم قيس در ميدان بنى سلول جا گرفت . شبث بن ربعى و حسان بن فايد عبسى و ربيعة بن ثروان ضبى با قوم مضر در بازار جا گرفتند . حجار بن ابجر و يزيد بن حارث با قوم ربيعه ما بين تمارين و شوره زار جاى گرفت . عمرو بن حجاج زبيدى با مذحجيانى كه پيرو او بودند در ميدان مراد جاى گرفت . يمنيان كس پيش آنها فرستادند كه پيش ما بيا ، اما او از رفتن دريغ كرد و گفت : « بكوشيد ، مثل اينست كه من پيش شما آمده باشم » گويد : همان روز مختار فرستاده اى به نام عمرو بن توبه روانه كرد كه با شتاب پيش ابراهيم بن اشتر كه به ساباط بود برود كه اين نامه مرا به زمين منه تا با همه همراهان خويش سوى من حركت كنى . گويد : همان روز مختار كس پيش آنها فرستاد كه به من بگوييد چه مىخواهيد ؟ كه من هر چه بخواهيد مىكنم . گفتند : « مىخواهيم كه از ما كناره گيرى كه تو پنداشته اى ابن حنفيه ترا فرستاده ، اما او ترا نفرستاده . » مختار پيغام داد كه گروهى را از جانب خويش سوى او فرستيد ، من نيز گروهى را مىفرستم و در اين كار بنگريد تا آن را معلوم كنيد ، كه مىخواست با اين سخن معطلشان كند تا ابراهيم بن اشتر برسد . گويد : مختار به ياران خود دستور داد كه دست از مخالفان بدارند . مردم كوفه دهانهء كوچه ها را بر آنها بسته بودند و آب به مختار و يارانش نمىرسيد جز اندكى ناچيز كه وقتى غافل مىشدند ، به آنها مىرسيد . گويد : عبد الله بن سبيع به طرف ميدان آمد و مردم شاكر با وى نبردى سخت كردند . عقبة بن طارق جشمى بيامد و ساعتى با وى بجنگيد و آنها را پس راند ، سپس هر گروه با عقبداران خويش برفتند . عقبة بن طارق به نزد مردم قيس در ميدان بنى سلول جا گرفت و عبد الله بن سبيع در ميدان سبيع به نزد مردم يمنى جاى