محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3326
تاريخ الطبرى ( فارسي )
عبيد الله گفت : « من در مقابل هر هزار كس ، دو هزار كس مىفرستم ، آنگاه ربيعة بن مخارق غنوى و عبد الله بن حملهء خثعمى را خواست و هر كدامشان را با سه هزار كس فرستاد . نخست ربيعة بن مخارق را فرستاد و يك روز صبر كرد آنگاه عبد الله بن حمله را فرستاد و به آنها نوشت كه هر كدامتان جلو افتاد بر يار خويش سالارى دارد و اگر هر دو با هم رسيديد آنكه كهنسالتر است سالار يار خويش است و همه جماعت . گويد : ربيعة بن مخارق پيش افتاد و در بنات تلى پيش يزيد بن انس رسيد كه بيمار و خسته بود . ابو سعيد صيقل گويد : يزيد بن انس برون شد كه بيمار بود و بر خرى بود و كسان با وى پياده مىآمدند كه از چپ و راست رانها و بازوها و پهلوهاى وى را گرفته بودند و بر چهار گروه جدا جدا بايستاد و مىگفت : « اى نگهبانان خدا ، صبورى كنيد تا پاداش يابيد ، در مقابل دشمن ثبات ورزيد تا ظفر يابيد » با دوستان شيطان نبرد كنيد كه كيد شيطان ضعيف است . [ 1 ] » اگر من هلاك شدم سالارتان ورقاء بن عازب اسدى است ، اگر او نيز هلاك شد ، سالارتان عبد الله بن ضمرهء عذرى است ، اگر او نيز هلاك شد سالارتان سعر بن ابى سعر حنفى است . » گويد : به خدا من جزو كسانى بودم كه با وى پياده مىرفتم و بازو و دست وى را گرفته بودم و در چهره اش مىديدم كه مرگش رسيده است . گويد : يزيد بن انس ، عبد الله بن ضمرهء عذرى را بر پهلوى راست خويش نهاد و سعر بن ابى سعر را بر پهلوى چپ نهاد ، ورقاء بن عازب اسدى را سالار سواران كرد و خود او پياده شد كه وى را روى تختى ميان پيادگان جاى دادند . آنگاه گفت : « در زمين باز با آنها مقابل شويد و مرا با پيادگان پيش اندازيد ، پس از آن اگر خواستيد از سالارتان دفاع كنيد و اگر خواستيد از پيش وى فرار كنيد . » گويد : به ماه ذى حجه روز عرفه سال شصت و ششم با وى برون شديم ، گاهى پشت
--> [ 1 ] فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً 4 : 76 سورة النساء آيهء 76