محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3280
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و چنان بود كه ابن خازم هرات را به پسرش محمد داده بود و عامل آنجا كرده بود و بكير بن وشاح را بر نگهبانى آنجا گماشته بود ، شماس بن دثار عطاردى را نيز به او پيوسته بود . مادر محمد ، زنى از بنى تميم بود به نام صفيه و چون ابن خازم با بنى تميم بى اعتنايى كرد ، به هرات پيش پسرش محمد رفتند ، ابن خازم به بكير و شماس نوشت و دستور داد كه بنى تميم را از ورود به هرات منع كنند ، شماس بن - دثار از اين كار امتناع كرد و از هرات در آمد و با بنى تميم شد ، اما بكير آنها را از ورود منع كرد . زهير بن هنيد گويد : وقتى بكير بن وشاح بنى تميم را از ورود به هرات منع كرد ، در ولايت هرات بماندند شماس بن دثار نيز پيش آنها رفت ، بكير كس پيش شماس فرستاد كه سى هزار به تو مىدهم و به هر يك از بنى تميم هزار مىدهم كه بروند ، اما نپذيرفتند و وارد هرات شدند و محمد پسر عبد الله بن خازم را كشتند . محمد بن عزيز كندى گويد : محمد پسر ابن خازم از هرات براى شكار برون شده بود و چون بنى تميم را از ورود هرات منع كرده بود كمين كردند و او را بگرفتند و به بند كردند و آن شب بنوشيدند و هر كدامشان ادرار مىخواست كرد بر او ادرار مىكرد . شماس بن دثار گفت : « حال كه چنين كرديد او را به عوض دو يارتان كه به تازيانه كشته بكشيد . » گويد : چنان بود كه پيش از آن محمد دو كس از بنى تميم را گرفته بود و تازيانه زده بود تا جان داده بودند . راوى گويد : از گفتهء پيران قوم كه هنگام قتل محمد حضور داشتهاند آوردهاند كه جيهان بن مشجعهء ضبى از كشتن وى منعشان كرد و خويشتن را روى او افكند و ابن خازم سپاس اين را بداشت و جزو كسانى كه در قرتنا كشت او را نكشت .