محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3323

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : مختار از اين خبر يافت و كس فرستاد و او را پيش خواند و يزيد بن انس و ابن شميط را نيز خواست و حمد خدا گفت و ثناى او كرد و گفت : « اى ابن شداد آنچه كردى از جمله وسوسه هاى شيطان بود به پيشگاه خدا توبه بر . » گفت : « توبه كردم » گفت : « اينان برادران تواند پيش آنها رو ، عذرشان را بپذير و اين كار را به من ببخش . » گفت : « از آن تست . » ابو جعفر گويد : در اين سال مختار به قاتلان حسين و همدستان قتل وى كه در كوفه بودند تاخت و هر كس از آنها را كه به دست آورد بكشت . بعضيشان نيز از كوفه گريختند كه به آنها دست نيافت . خبر از سبب تاختن مختار به قاتلان حسين و نام كسانى كه كشته شدند و نام كسانى كه گريختند سبب قضيه چنان كه در روايت عوانة بن حكم آمده اين بود كه وقتى شام به اطاعت مروان بن حكم آمد ، دو سپاه فرستاد يكى سوى حجاز به سالارى حبيش بن دلجهء قينى كه كار وى و قصهء هلاكتش را از پيش ياد كرده‌ايم ، سپاه ديگر را به عراق فرستاد كه سالار آن عبيد الله بن زياد بود كه از كار وى و كار توبه گران شيعه در عين - الورد سخن داشته‌ايم . و چنان بود كه مروان وقتى عبيد الله بن زياد را سوى عراق مىفرستاد همه جاهايى را كه بر آن غلبه مىيافت از آن وى كرد و دستور داد كه اگر بر مردم كوفه غلبه يافت سه روز تمام شهر را به غارت دهد . عوانه گويد : عبيد الله به سرزمين جزيره گذشت و آنجا متوقف شد كه مردم