محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3663

تاريخ الطبرى ( فارسي )

وقتى معزول مىشد قرض مىگرفت . گويد : با ابو ماويه آزاد شدهء عبد الله بن عامر سخن كرد . ابو ماويه متصدى بيت المال عبيد الله بن عامر بوده بود . وى سيصد هزار به مهلب داد . خيره قشيرى زن مهلب گفت : « اين مقدار براى تعهد تو كافى نيست » و زيور و كالايى را كه داشت فروخت و پانصد هزار را تكميل كرد . مغيره نيز پانصد هزار پيش پدر فرستاد كه آن را پيش حجاج فرستاد . گويد : مهلب پسرش حبيب را بر مقدمهء خويش گماشت . وى پيش حجاج رفت و وداع گفت . حجاج بگفت تا ده هزار و استرى سبز به دو دادند . گويد : حبيب بر آن استر ، برفت و يارانش بر اسبان بريد بودند تا به خراسان رسيدند بيست روز راه پيمود . هنگام ورود بارهاى هيزم پيش روى آنها گذشت و استر رمان شد و از استر و رميدن وى در پى آن خستگى و تندروى شگفتى كردند . گويد : حبيب متعرض اميه و عاملان وى نشد . ده ماه آنجا ببود تا مهلب به سال هفتاد و نهم بيامد . در اين سال وليد بن عبد الملك سالار حج بود . اين را از ابو معشر روايت كرده‌اند . در اين سال امير مدينه ابان بن عثمان بود ، امير كوفه و بصره و خراسان و سيستان و كرمان حجاج بن يوسف بود ، مهلب در خراسان جانشين بود و عبيد الله بن ابى بكره در سيستان . قضاى كوفه با شريح بود . قضاى بصره چنان كه گفته‌اند با موسى بن انس بود . در اين سال عبد الملك ، يحيى بن حكم را به غزا فرستاد . آنگاه سال هفتاد و نهم در آمد .