محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3650
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از اينكه چرا بكير بن وشاح امية بن عبد الله را كشت سبب اين ، چنان كه در روايت مفضل بن محمد آمده چنان بود كه امية بن عبد الله كه عامل عبد الملك بر خراسان بود ، بكير را به غزاى ما وراء النهر گماشت . پيش از آن نيز وى را ولايتدار طخارستان كرده بود . بكير براى حركت ، لوازم آماده كرد و مخارج بسيار كرد اما بجير بن ورقاء صريمى از او پيش اميه بدگويى كرد . چنان كه از پيش بيان كردم و اميه بگفت تا بكير به جاى ماند . گويد : پس از آن وقتى او را به غزاى ما وراء النهر گماشت آماده شد و براى فراهم آوردن اسب و سلاح به خرج افتاد و از مردان و بازرگانان سغد وام گرفت آنگاه بجير به اميه گفت اگر نهر ميان تو و او فاصله شد و شاهان را بديد خليفه را خلع كند و به سوى خويش دعوت كند ، اميه كس فرستاد كه به جاى باش شايد من به غزا روم و همراه من باشى . گويد : پس بكير خشم آورد و گفت : « گويى در صدد زيان زدن من است . » گويد : و چنان بود كه عتاب بن لقوه غدانى وام گرفته بود تا با بكير حركت كند و چون به جاى ماند ، طلبكاران وى را گرفتند كه به زندان افتاد و بكير قرض او را پرداخت كه از زندان در آمد . پس از آن اميه براى غزا آماده شد . گويد : اميه بگفت تا لوازم فراهم كنند و به غزاى بخارا رود ، آنگاه به ترمذ رود كه موسى بن عبد الله بن خازم آنجا بود . پس مردم آماده شدند و لوازم فراهم آوردند و اميه پسر خويش زياد را بر خراسان جانشين كرد . بكير نيز با او حركت كرد . در كشماهن اردو زد و روزى چند بماند ، آنگاه دستور حركت داد . بجير گفت : « بيم دارم مردم به جاى مانند به بكير بگوى از دنبال بيايد و مردم