محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3638

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : عدى بن وتاد پياده شد و سوى مطرف حمله برد . عبد الله بن علقمه گويد : مطرف ، حجاج بن جاريه را بر پهلوى راست خويش نهاد ، ربيع بن يزيد اسدى را بر پهلوى چپ گماشت ، سليمان بن صخر مزنى را بر عقبداران گماشت و خود او پياده شده بود و با پيادگان بود . گويد : ديدمش كه با يزيد بن ابى زياد وابسته پدرش مغيره بن شعبه بود . گويد : وقتى دو قوم به يكديگر حمله بردند و به هم نزديك شدند مطرف به بكير بن هارون بجلى گفت : « سوى آنها رو و به كتاب خدا و سنت پيمبر دعوتشان كن و از كارهاى زشتشان سرزنششان كن . » گويد : بكير بن هارون روان شد بر اسب تيره رنگ ميانه سال و دم بلند خود بود و زره تن و زره سر و ساقبند داشت و نيزه به دست . زره خويش را با سربندى سرخ از حاشيهء برد محكم كرده بود با صدايى بلند بانگ زد : « اى اهل قبلهء ما و اهل ملت ما و اهل دعوت ما ، به نام خدايى كه خدايى جز او نيست و از نهان شما نيز مانند آشكارتان خبر دارد از شما مىخواهيم كه با ما انصاف كنيد و راست گوييد ، براى خدا نيكخواهى كنيد نه براى مخلوق ، به خاطر خداى دربارهء مخلوق نسبت به چيزهايى كه خدا از آنها مىداند ، شهادت دهيد ، مرا از عبد الملك بن مروان و از حجاج بن يوسف خبر دهيد مگر آنها را ستمگر و تبعيض كار و تابع هوس نمىدانيد كه به موجب گمان مىگيرند و به انگيزهء خشم مىكشند . » گويد : از هر سو بانگ بر آوردند كه اى دشمن خدا دروغ مىگويى چنين نيستند . گويد : بكير به آنها گفت : « واى شما دروغ به خدا مىبنديد كه شما را به عذابى هلاك كند ، و هر كه دروغ سازد نوميد شود [ 1 ] واى شما آيا چيزى مىدانيد كه خدا نمىداند از شما شهادت خواستم و خدا دربارهء شهادت مىگويد : * ( وَمن يَكْتُمْها 2 : *

--> [ 1 ] وَيْلَكُمْ لا تَفْتَرُوا عَلَى الله كَذِباً فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذابٍ وَقَدْ خابَ من افْتَرى 20 : 61 . طه آيه 63