محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3632
تاريخ الطبرى ( فارسي )
حمزه گفت : « اگر در سودمندترين يارى ، يعنى يارى علنى از او باز بمانم در آسانترين يارى ، يعنى يارى نهانى ، از او باز نمىمانم » گويد : پس همراه يزيد بن ابى زياد براى وى مال و سلاح فرستاد و يزيد آن را پيش مطرف آورد . ما در يكى از روستاهاى ماه دينار بوديم به نام سامان كه نزديك اصفهان بود و عجمان آنجا منزل مىگرفتند . نضر بن صالح گويد : به خدا همين كه يزيد بن ابى زياد برفت شنيدم كه مردم اردو مىگفتند : « امير كس پيش برادر خويش فرستاده كه از او خرج و سلاح بخواهد . » گويد : پيش مطرف رفتم و قضيه را با وى بگفتم كه دست به پيشانى خود زد و گفت : « سبحان الله ، سلف گويد : چيست كه نهان مىماند ؟ گويد : چيزى كه نباشد . » گويد : همين كه يزيد بن ابى زياد پيش ما برگشت مطرف با ياران خويش حركت كرد و برفت تا در قم و كاشان و اصفهان جاى گرفت [ 1 ] . عبد الله بن علقمه گويد : وقتى مطرف در قم و كاشان جاى گرفت و آرام شد حجاج بن جاريه را پيش خواند و گفت : « از هزيمت شبيب در جنگ شوره زار با من سخن كن آيا وقتى جنگ شد آنجا بودى يا پيش از جنگ رفته بودى ؟ » گفتم : « نه ، حضور داشتم » گفت : « حكايت آنها را با من بگوى كه چگونه بود ؟ » گويد : و چون حكايت را بگفتم ، گفت : « خوش داشتم شبيب اگر چه گمراه بود ظفر يابد و گمراهى را بكشد . »
--> [ 1 ] عبارت متن چنين است و ظاهراً تشويش مطلب از درك جغرافيايى راوى است كه قم و كاشان و اصفهان را از آنچه هست نزديكتر و شايد محلات وصل به هم مىپنداشته از اين گونه تساهل - ها در روايات كتاب مكرر هست . م .