محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3621

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : پس از آن شبيب به اردوگاه پيش ياران خويش رفت . ابو جعفر گويد : در اين سال مطرف بن مغيره بر ضد حجاج قيام كرد و عبد الملك - بن مروان را خلع كرد و به جبال پيوست و آنجا كشته شد . سخن از سبب قيام مطرف و خلع كردن عبد الملك بن مروان يوسف بن يزيد ازدى گويد : پسران مغيرة بن شعبه بجز اعتبارى كه از پدر داشتند و منزلتى كه ميان قوم داشتند خودشان نيز شايسته و بزرگ و معتبر بودند . گويد : و چون حجاج بيامد و او را بديدند و با آنها سخن كرد ، بدانست كه مردان قومند و خويشاوندان وى . پس عروة بن مغيره را بر كوفه گماشت و مطرف بن مغيره را بر مداين و حمزة بن مغيره را بر همدان . حصين بن عبد الله ازدى گويد : « مطرف بن شعبه به مداين ، پيش ما آمد . به منبر رفت و حمد خدا گفت و ثناى او كرد ، آنگاه گفت : « اى مردم ، امير حجاج ، كه خدايش قرين صلاح بدارد مرا ولايتدار شما كرده و گفته به حق حكم كنم و به عدالت رفتار كنم ، اگر چنانچه او گفته عمل كردم نيكروزترين مردمم و اگر نكردم خويشتن را به گناه افكنده‌ام و نصيب خويش را تباه كرده‌ام . بدانيد كه پس از نيمروز براى شما مىنشينم حوايج خويش را پيش من آريد و موجبات صلاح خويش و صلاح ولايت را با من بگوييد كه تا آنجا كه بتوانم از نيكى با شما باز نمىمانم » گويد : آنگاه فرود آمد ، در اين هنگام در مداين از بزرگان شهر و خاندانهاى قوم ، كسان بودند و جنگاوران آنجا بودند كه اگر به سرزمين جوخى يا سرزمين انبار حادثه اى بود كس آنجا رفتن نمىبايست . گويد : وقتى مطرف از منبر فرود آمد برفت و براى مردم در ايوان نشست