محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3593

تاريخ الطبرى ( فارسي )

نقل مىگفت . تميم بن حارث ازدى گويد : عتاب پيش ما بايستاد و نقل بسيار گفت كه سه جمله از آن را به ياد دارم گفت : « اى اهل اسلام ، نصيب شهيدان از بهشت از همه كسان بيشتر است هيچكس از مخلوق خدا به نزد وى پسنديده تر از مردم صبور نيست . مگر نمىبينيد كه گويد : صبورى كنيد كه خدا يار صبورى كنان است [ 1 ] هر كه خداى عمل او را بپسندد منزلتى بزرگ دارد ، خدا هيچكس را از مردم ياغى منفورتر ندارد ، مگر نمىبينيد كه اين دشمن شما با شمشير به مسلمانان حمله مىبرد و عقيده دارند كه اين به نزد خدا مايهء تقربشان است . آنها بدترين مردم زمينند و سكان اهل جهنم نقل گويان كجايند ؟ » گويد : اين سخن را گفت اما كسى از ما به دو پاسخ نداد و چون چنين ديد گفت : « كى شعر عنتره را روايت مىكند ؟ » گويد : به خدا هيچكس به دو پاسخ نداد . گفت : « انا لله ، گويى مىبينمتان كه از اطراف عتاب بن ورقا گريخته‌ايد و او را رها كرده‌ايد كه باد در . . . نش بوزد . » گويد : آنگاه برفت و در قلب نشست ، زهرة بن حويه و عبد الرحمن بن محمد ابن اشعث و ابو بكر بن محمد عدوى نيز با وى نشسته بودند . شبيب پيش آمد ، ششصد كس با وى بود ، چهارصد كس از او عقب مانده بودند . گفت : « كسانى عقب مانده‌اند كه خوش ندارم ميان ما ديده شوند » گويد : شبيب ، سويد بن سليم را با دويست كس بر پهلوى چپ نهاد ، محلل بن وايل را با دويست كس در قلب نهاد و خود وى با دويست كس به طرف پهلوى راست رفت ، ما بين مغرب و عشا بود و مهتاب بر آمده بود ، بانگشان زد كه اين پرچمها از آن كيست ؟ گفتند : « پرچمهاى ربيعه است . »

--> [ 1 ] اصْبِرُوا إِنَّ الله مَعَ الصَّابِرِينَ 8 : 46 سورهء انفال ، آيهء 46