محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3508

تاريخ الطبرى ( فارسي )

با طارق بن عمرو بر سر وى بايستاد . طارق گفت : « زنان مردتر از اين نزاده‌اند . » حجاج گفت : « مدح كسى مىكنى كه خلاف اطاعت امير مؤمنان كرد ؟ » گفت : « آرى ، و از همين رو معذور خواهيم بود ، اگر چنين نبود عذرى نداشتيم كه از هفت ماه پيش وى را محاصره كرده‌ايم و نه خندق داشته نه حصار و نه حفاظ ، اما هر وقت مقابله كرده‌ايم چندانكه آسيب ديده آسيب رسانيده و بلكه بيشتر . » گويد : سخن آنها به عبد الملك رسيد و گفتهء طارق را تأييد كرد . ابو الحسن به نقل از راوى ديگر گويد : « گويى ابن زبير را مىبينم كه غلام سياهى را كشت ، با شمشير پاشنهء او را بريده بود و در اثناى حملهء خويش بر او مىگذشت و مىگفت : « اى پسر حام صبور باش كه عزيزان را در اين گونه جاها صبورى بايد . » عبد الله بن ابى بكر گويد : حجاج سر ابن زبير و عبد الله بن صفوان و عمارة ابن عمرو را به مدينه فرستاد كه آنجا نصب كردند سپس پيش عبد الملك بن مروان بردند . گويد : پس از آن حجاج وارد مكه شد و همه قرشيانى كه آنجا بودند به بيعت عبد الملك بن مروان در آمدند . ابو جعفر گويد : در اين سال ، عبد الملك ، طارق ، آزاد شدهء عثمان را ولايتدار مدينه كرد كه پنج ماه ولايتدارى كرد به گفتهء واقدى در اين سال بشر بن مروان بمرد ، اما به گفتهء ديگر وفات وى به سال هفتاد و چهارم بود . در همين سال ، چنان كه گفته‌اند ، عبد الملك بن مروان عمر بن عبيد الله بن معمر را براى جنگ با ابو فديك فرستاد و به دو گفت كه از مردم دو شهر هر كه را مىخواهد با خود ببرد ، وى سوى كوفه آمد و مردم آنجا را راهى كرد كه ده هزار كس با وى