محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3488
تاريخ الطبرى ( فارسي )
مصعب بن ثابت به نقل از نافع آزاد شدهء بنى اسد كه از مطلعان فتنهء ابن زبير بود گويد : ابن زبير شب اول ذى قعدهء سال هفتاد و دوم محاصره شد . در اين سال عبد الملك بن مروان به عبد الله بن خازم سلمى نامه نوشت و او را به بيعت خويش دعوت كرد كه خراسان را براى مدت هفت سال به دو دهد . على بن محمد گويد : مصعب بن زبير به سال هفتاد و دوم كشته شد عبد الله بن خازم در ابر شهر با بجير بن ورقاى صريمى به جنگ بود . عبد الملك بن مروان همراه سورة بن اشيم نميرى به ابن خازم نوشت كه خراسان به مدت هفت سال از آن تو باشد به شرط آنكه با من بيعت كنى . گويد : ابن خازم به سوره گفت : « اگر نبود كه نمىخواهم ميان بنى سليم و بنى عامر اختلاف افتد ترا مىكشتم ، اين نامه را بخور » گويد : اما روايت ابو بكر بن محمد بن واسع چنين است كه فرمان عبد الله بن خازم را سوادة بن عبيد الله نميرى برد ، بعضىها نيز گفتهاند كه عبد الملك سنان بن مكمل غنوى را سوى ابن خازم فرستاد و به دو نوشت كه خراسان طعمهء تو باشد و ابن خازم به سنان گفت : « ابو الذبان ترا فرستاده از اين رو كه از طايفهء غنى هستى و مىدانسته كه من كسى را كه از قبيلهء قيس باشد نمىكشم ، اما نامهء او را بخور . » گويد : عبد الملك به بكير بن وشاح ، از مردم بنى عوف بن سعد كه به مرو بود و نايب ابن خازم بود نامه نوشت با فرمان خراسان و وعده داد و اميدوار كرد و بكير بن وشاح ، عبد الله بن زبير را خلع كرد و براى عبد الملك بن مروان دعوت كرد و مردم مرو دعوت وى را پذيرفتند ، ابن خازم خبر يافت و بيم كرد كه ابن بكير با مردم مرو سوى وى آيد و مردم مرو با مردم ابر شهر بر ضد وى فراهم شوند از اين رو بجير را رها كرد و راه مرو گرفت كه مىخواست به ترمذ به نزد پسر خويش رود . بجير او را تعقيب كرد و در دهكده اى كه آن را به پارسى شاهميغد مىگفتند به دو رسيد كه از آنجا تا مرو هشت فرسخ بود .