محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3474

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : آنگاه محمد بن عمير را ولايتدار همدان كرد و يزيد بن رويم را ولايتدارى ، عاملان فرستاد و به شرطى كه با كسان دربارهء اصفهان كرده بود وفا نكرد . « سپس گفت : اين بدكاران را كه مردم شام را به خيانت وا داشتند و مردم عراق را تباه كردند بياريد » گفتند : « سران عشايرشان آنها را پناهى كرده‌اند . » گفت : « مگر كسى بر ضد من پناه تواند داد ؟ » گويد : و چنان بود كه عبد الله بن يزيد بن اسد به على بن عبد الله بن عباس پناهنده شده بود ، يحيى بن معيوف همدانى نيز به او پناهنده شده بود هذيل بن زفر بن حارث و عمرو بن زيد حكمى به خالد بن يزيد بن معاويه پناهنده شده بودند و عبد الملك آنها را امان داد كه نمودار شدند . ابو جعفر گويد : در اين سال عبد الله بن ابى بكره و عمران بن ابان در بصره بر سر رياست منازعه كردند . على بن محمد گويد : وقتى مصعب كشته شد حمران بن ابان و عبد الله بن ابى بكره به پا خاستند و در كار ولايتدارى بصره منازعه كردند ابن ابى بكره گفت : « من از تو توانگرترم ، در جنگ جفره من خرج ياران خالد را مىپرداختم » به حمران گفتند : « تاب ابن ابى بكره را ندارى ، از عبد الله بن اهتم كمك بخواه كه اگر با تو كمك كند ابن ابى بكره از تو زور نيايد . » حمران چنان كرد و بر بصره تسلط يافت و ابن اهتم سالار نگهبانان بصره شد . حمران به نزد بنى اميه منزلتى داشت . ابو عاصم نبيل گويد : يكى به من گفت : « يك پير بدوى بيامد و حمران را بديد و گفت : « اين كيست ؟ » گفتند : « حمران . » گفت : « اين را ديدم كه عبايش بگشته بود و مروان و سعيد بن عاص پيشدستى