محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3400

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بردم و نيزه را در چشمش تكان مىدادم . » راوى گويد : به دو گفتم : « چنين كردى ؟ » گفت : « آرى به نزد ما خون آنها از خون تركان و ديلمان حلالتر بود . » گويد : معاوية بن قره قاضى مردم بصره بود . اعشى دربارهء اين نبرد شعرى دارد به اين مضمون : « آيا شنيده اى كه مردم بجيله « در مذار چه كشيدند ؟ « همه روز معرض ضربات شمشير و نيزه بودند « گويى ابرى بر آنها صاعقه باريد « و در آنجا همگى به هلاكت افتادند « اگر از كوفه گذر كردى « به ياران مختار بگوى « كه ناچيز شدند « از كشتگانشان و فراريانشان كه « در صحراها كشته مىشدند « دلم خنك شد « هلاكت قومم مرا خوشحال نكرد « اگر چه به اختيار رفته بودند « ولى از آن زبونى و ننگ « كه به ابو اسحاق رسيد « خرسند شدم . » گويد : مصعب بيامد تا از مقابل واسط نيزار گذشت ، آن وقت هنوز واسط بنيان نگرفته بود ، آنگاه راه كسكر گرفت و پيادگان را با بارهايشان و ضعيفان قوم به