محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3287
تاريخ الطبرى ( فارسي )
مىكردند : سايب بن مالك اشعرى و يزيد بن انس و احمر بن شميط و رفاعة بن شداد فتيانى و عبد الله بن شداد جشمى . گويد : و همچنان ياران وى فزون مىشدند و كارش نيرو مىگرفت تا ابن زبير ، عبد الله بن يزيد و ابراهيم بن محمد را معزول كرد و عبد الله بن مطيع را به جاى آنها سوى كوفه فرستاد . عبد الرحمن بن حارث گويد : ابن زبير عبد الله بن مطيع را كه از مردم بنى عدى بود با حارث بن عبد الله مخزومى پيش خواند ، عبد الله بن مطيع را به عاملى كوفه فرستاد و حارث بن عبد الله را به عاملى بصره . گويد : اين خبر به بحير بن ريسان حميرى رسيد و آنها را بديد و گفت : « اى كسان ، امشب ماه در برج ناطح است ( شاخ زن ) حركت مكنيد . حارث بن عبد الله اطاعت وى كرد و اندكى بماند ، آنگاه سوى عمل خويش رفت و سالم ماند ، اما عبد الله بن مطيع گفت : « مگر ما بجز تصادم چيزى مىخواهيم ؟ » گويد : به خدا تصادم و محنت ديد . گويد : عمر مىگفت : « بليه به سخن وابسته است » عمرو بن عبد الرحمن گويد : عبد الملك بن مروان خبر يافت كه ابن زبير عاملانى به ولايات فرستاده ، گفت : « كى را به بصره فرستاده ؟ » گفتند : « حارث بن عبد الله را » گفت : « در وادى عوف آزاده نيست ، عوف را فرستاده و خود نشسته » آنگاه گفت : « كى را به كوفه فرستاده ؟ » گفتند : « عبد الله بن مطيع را » گفت : « تيز بين است اما غالبا خطا مىكند ، دلير است اما فرار را ناخوش ندارد . » آنگاه گفت : « كى را به مدينه فرستاده ؟ »