محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3382

تاريخ الطبرى ( فارسي )

هست ، پرده از آن برداريد » پوششهاى كرسى را برداشتند . سبائيان به پا خاستند و دست برداشتند و سه بار تكبير گفتند . گويد : شبث بن ربعى به پا خاست و گفت : « اى گروه مضريان كافر مشويد . » گويد : او را كنار زدند و دور كردند و مانع شدند و بيرون كردند . اسحاق بن يحيى گويد : به خدا پندارم كه اين سخن از شبث بود . طفيل گويد : چيزى نگذشت كه گفتند : « اينك عبيد الله بن زياد با مردم شام در باجميرا فرود آمده و كرسى را كه بر قاطرى بود ببردند كه بر استرى بود و پرده بر آن كشيده بودند . از جانب راست هفت كس و از جانب چپ هفت كس آن را گرفته بودند . » گويد : از مردم شام چندان كس كشته شد كه هرگز بمانند آن كشته نشده بود و اين ، فتنه را بيفزود و چندان در آن پيش رفتند كه به كفر گراييدند . گويد : و من انا لله گفتم و از آنچه كرده بودم پشيمان بودم ، مردم در اين باره سخن كردند و كرسى را نهان كردند و ديگر آن را نديدم . ابو صالح گويد : أعشى همدان در اين باب شعرى گفت به اين مضمون : « شهادت مىدهم كه شما سبائى هستيد « اى نگهبانان شرك من شما را مىشناسم « قسم ياد مىكنم كه كرسى شما سكينهء موسى نيست « اگر چه پرده ها بر آن پيچيده‌ايد « ميان ما همانند صندوق نيست « و گرچه مردم شبام و نهد و خارف به دور آن راه روند « من كسى هستم كه آل محمد را دوست داشته‌ام « و پيرو وحيى هستم كه در قرآنها هست « و هنگامى كه قرشيان از پير و جوان