محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3379
تاريخ الطبرى ( فارسي )
در اين سال ابراهيم بن اشتر براى نبرد با عبيد الله بن زياد حركت كرد . و اين هشت روز مانده از ذى حجه بود . فضيل بن خديج كه در اين جنگ حضور داشته بود گويد : « همين كه مختار از كار مردم سبيع و مردم بازار فراغت يافت ، ابراهيم بن اشتر بيش از دو روز قرار نگرفته بود كه او را به جايى كه از پيش روانه كرده بود فرستاد ، يعنى به نبرد اهل شام ، ابراهيم هشت روز مانده از ذى حجهء سال شصت و ششم حركت كرد ، مختار سران و يكه سواران و روشنبينان اصحاب خويش را كه در جنگها حضور داشته بودند و تجربه آموخته بودند با وى فرستاد ، قيس بن طهفهء نهدى به سالارى مردم شهر با وى برون شد ، عبد الله بن حيهء اسدى را سالار مردم مذحج و اسد كرد . اسود ابن جراد كندى را به سالارى مردم كنده و ربيعه گماشت حبيب بن منقذ ثورى را كه از مردم همدان بود به سالارى مردم تميم و همدان گماشت . مختار براى بدرقهء ابراهيم برون شد و چون به دير عبد الرحمن بن ام حكم رسيد ، ياران مختار پيش روى وى آمدند و كرسى را بر استرى سپيد كه معمولا حامل كرسى بود بار كرده بودند كه آن را بر پل نگهداشتند ، عهده دار كار كرسى حوشب برسمى بود و مىگفت : « پروردگارا عمر ما را در اطاعت خويش بيفزاى ، و بر دشمنانمان نصرت بخش ، به يادمان داشته باش و فراموشمان مكن و مستورمان دار . » گويد : و ياران وى مىگفتند : « آمين ، آمين » ابن نوف همدانى گويد : شنيدم كه مختار مىگفت : « قسم به خداى فرستادگان « كه صفى را از پس صفى خواهم كشت « و از پس يك هزار ستمگر « يك هزار ديگر » گويد : و چون مختار با ابن اشتر به آنها رسيد ، بر پل ازدحامى سخت كردند .