محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2793
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از حوادث سال چهل و ششم از جمله حوادث سال اين بود كه مالك بن عبيد الله به غزاى زمستانى سرزمين روم رفت . به قولى آنكه به غزا رفت عبد الرحمن بن خالد بن وليد بود و به قول ديگر مالك بن هبيره سكونى بود . در همين سال عبد الرحمن بن خالد بن وليد از ديار روم به حمص بازگشت و چنان كه گفتهاند ابن آثال نصرانى شربتى زهر آگين به دو داد كه بنوشيد و او را كشت . سخن از سبب هلاكت عبد الرحمن سبب آن چنان كه در روايت مسلمة بن محارب آمده اين بود كه عبد الرحمان ابن خالد بن وليد به سبب كارهاى پدرش خالد بن وليد و هم جنگها و دليريها كه به سرزمين روم كرده بود ، در شام اعتبارى يافته بود و مردم آنجا به وى متمايل بودند چندان كه معاويه از او بيمناك شد و از وى بر خويشتن بترسيد از آن رو كه مردم به دو متمايل بودند . و ابن اثال را گفت كه براى كشتن وى حيله كند و تعهد كرد كه اگر چنين كرد تا زنده است خراج از او نگيرد و خراجگيرى حمص را به او سپارد . گويد : وقتى عبد الرحمان بن خالد از ديار روم سوى حمص آمد ابن اثال به وسيلهء يكى از غلامان خويش شربتى زهر آگين به دو داد كه بنوشيد و در حمص بمرد و معاويه تعهدى را كه نسبت به وى كرده بود انجام داد و وى را خراجگير حمص كرد و خراج خود او را نيز بخشيد . گويد : خالد بن عبد الرحمان بن خالد سوى مدينه آمد يك روز پيش عروة بن زبير رفت و به دو سلام كرد .