محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2766
تاريخ الطبرى ( فارسي )
ديدند و با همديگر گفتند : « جنگ با اينان آسانتر از جنگ كسانى است كه از پى آنها مىرسند . » گويد : پس به طرف ما آمدند ، ده تا بيست كس از سواران خويش را سوى ما مىفرستادند ما نيز به تعدادشان مىفرستاديم و دو گروه لختى زد و خورد مىكردند و با هم بر مىآمدند و چون چنين ديدند فراهم آمدند و يكباره به ما حمله آوردند كه حمله اى يك دله بود . گويد : ما را عقب راندند تا عرصه را به آنها واگذاشتيم ، آنگاه ابو الرواغ به ما بانگ زد : « اى سواران نابكار ! اى بد محافظان ! با اين قوم خوب نجنگيديد ، سوى من ! سوى من ! » و در حدود يكصد سوار به دو پيوست و رجزخوانان سوى خوارج پيش رفت و مدتى با آنها بجنگيد . آنگاه ياران وى از هر سو پيش رفتند و آنها را به جاى خودشان باز پس راندند . گويد : و چون مستورد و ياران وى چنان ديدند بدانستند كه اگر معقل در اين حال برسد بىهيچ مانعى همه را خواهد كشت . پس او و يارانش برفتند تا از دجله گذشتند و به سرزمين بهرسير رسيدند . گويد : ابو الرواغ به دنبال آنها راه مىسپرد ، معقل به دنبال ابو الرواغ بود و از پس وى از دجله عبور كرد مستورد سوى شهر قديم رفت . گويد : سماك بن عبيد از آمدن وى خبر يافت و برفت و از دجله سوى شهر قديم عبور كرد ، با ياران خود و مردم مداين بر در شهر صف بست و گروهى تيرانداز را بر حصار شهر جا داد . و چون خوارج از قضيه خبردار شدند از رفتن آنجا چشم پوشيدند و سوى ساباط رفتند و آنجا فرود آمدند . گويد : ابو الرواغ در تعقيب خوارج بيامد تا در مداين به سماك بن عبيد رسيد كه مقصد تازهء خوارج را با وى بگفت ، پس به تعقيب آنها رفت و در ساباط نزديكشان فرود آمد .