محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3237

تاريخ الطبرى ( فارسي )

دستور اويند ، اينك اردوى پسر ذو الكلاع از شما يك ميل فاصله دارد . » گويد : پس آن مرد را رها كرديم و با شتاب سوى آنها رفتيم به خدا ناگهان نزديكشان رسيديم كه غافل بودند و به يك طرف اردويشان حمله برديم كه چندان نجنگيدند و هزيمت شدند و چند كس از آنها بكشتيم و كسانى را زخمدار كرديم كه زخمى بسيار بود و چهار پايانى از آنها بگرفتيم از اردوگاهشان برون شدند و آن را به ما واگذاشتند و آنچه سبك بود از آنجا برگرفتيم . گويد : آنگاه مسيب بانگ بازگشت داد و گفت : « ظفر يافتيد و غنيمت گرفتيد و به سلامت مانديد ، بازگرديد . » و بازگشتيم و پيش سليمان رفتيم . گويد : عبيد الله بن زياد خبر يافت و حصين بن نمير را با شتاب سوى ما فرستاد كه با دوازده هزار كس فرود آمد و ما به روز چهار شنبه هشت روز مانده از جمادى الاول سوى آنها رفتيم ، سليمان ، عبد الله بن سعد را بر پهلوى راست خود نهاد و مسيب بن نجبه را بر پهلوى چپ نهاد و خود در قلب بايستاد . حصين بن نمير بيامد كه سپاه خويش را آراسته بود . جبله بن عبد الله را بر پهلوى راست خويش نهاده بود و ربيعة بن مخارق غنوى را بر پهلوى چپ خويش نهاده بود . آنگاه به طرف ما آمدند و چون نزديك رسيدند از ما خواستند كه بر عبد الملك بن مروان اتفاق كنيم و به اطاعت وى درآييم . ما نيز از آنها خواستيم كه عبيد الله بن زياد را به ما بدهند كه او را به عوض يكى از ياران مقتولمان بكشيم و عبد الملك بن مروان را خلع كنند و كسانى از خاندان ابن زبير كه در ديار ما بودند بيرون شدند . آنگاه اين كار را به خاندان پيمبرمان كه خدا از جانب آنها نعمت و حرمتمان داده باز بريم . اما قوم نپذيرفتند و ما نيز نپذيرفتيم . حميد بن مسلم گويد : پس پهلوى راست ما بر پهلوى چپ آنها حمله برد و هزيمتشان كرد و نيز پهلوى چپ ما بر پهلوى راست آنها حمله برد . سليمان نيز با قلب به جمع آنها حمله برد ، هزيمتشان كرديم و به اردوگاهشان رسيديم و همچنان ظفر با ما بود تا شب ميان ما و