محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3234
تاريخ الطبرى ( فارسي )
اميدوارم زودتر از آنها برسيد ، اگر زودتر از آنها به عين الورده رسيديد در عرصهء باز با آنها رو به رو مشويد كه تيراندازى كنيد و ضربت زنيد كه آنها از شما بيشترند و بيم دارم شما را در ميان گيرند ، در مقابلشان توقف مكنيد كه تيراندازند و ضربت بزنيد كه به شمار همانند آنها نيستيد و اگر هدف آنها شويد به زودى از پايتان بيندازند . وقتى به آنها رسيديد مقابلشان صف مبنديد كه با شما پياده نمىبينيم و همه تان سواريد اين قوم را سوارگان و پيادگان با شما مقابل مىشوند ، سواران پيادگان را حمايت مىكنند و پيادگان سواران را حمايت مىكنند ، شما پياده نداريد كه سوارانتان را حمايت كند . در مقابل آنها دسته ها و گروهها شويد و اين گروهها و دسته ها را ما بين پهلوى راست و پهلوى چپ آنها پراكنده كنيد و با هر گروه گروه ديگر نهيد كه چون به يكى از دو گروه حمله برند گروه ديگر پياده شود و سوار و پياده را از آن براند و چون گروهى بخواهد ، راه بالا گيرد و چون گروهى بخواهد ، راه پايين گيرد : اگر شما در يك صف باشيد و پيادگان به شما حمله آرند و به صف پيش روند صف بشكند و هزيمت رخ دهد . » گويد : آنگاه زفر توقف كرد و با آنها وداع گفت و از خدا خواست كه همراهيشان كند و ياريشان كند . كسان ثناى او گفتند و برايش دعا كردند ، سليمان بن صرد گفت : « ميزبان خوبى بودى ، نيكو جاى دادى و نيكو پذيرايى كردى و در كار مشورت نيكخواهى كردى . » گويد : آنگاه قوم با شتاب برفتند و دو منزل يكى كردند . گويد : از شهرها گذشتيم . ) ( تا به ساع رسيديم . آنگاه سليمان بن صرد چنان كه زفر گفته بود گروهها بياراست و برفت تا به عين الورده رسيد و در مغرب آن فرود آمد و از آن قوم زودتر رسيده بود . در آنجا اردو زدند و پنج روز بماندند و حركت نكردند ، استراحت كردند و آرام گرفتند و اسبان خويش را استراحت دادند . عبد الله بن غزيه گويد : مردم شام بيامدند تا به مقدار يك روز و شب راه از